محمد بن زكريا الرازي

50

منصوري في الطب ( فارسى )

و چگونگى پرداختن به آن شدم ، با آن كه به خوبى مىدانستم پژوهش چنين كتابى به دلايل گوناگون آسان و ساده نخواهد بود بارى با اين همه تصميم به پذيرش آن و تلاش در راه بيرون آوردنش از آن زندان كردم كه حاصل كار اين‌چنين بود . در آغاز براى دست يافتن به دو گزينه ، ناچار شدم كار خود را با نگاه كردن به فهرست كتاب‌هاى كتابخانه‌هاى عمومى و برخى كتابخانه‌هاى شخصى و همچنين كتاب فهرست ( فهارس ) بروكلمان آغاز كنم . انگيزه نخست : براى من بسيار مهم بود كه بدانم اين كتاب پيش از اين بررسى و پژوهش و چاپ نشده است . انگيزه دوم : دست‌يابى به رونويس‌هاى ديگر اين دست‌نوشته چون تكيه كردن تنها بر يك رونويس براى خواندن درست يك متن سخت ، دقت بسنده‌اى نداشته و سبب نارسايى و نادرستى كار خواهد شد . ازاين‌رو چون دانستم نسخه دست‌نويس كامل ديگرى در كتابخانه « خزانه تيمور پاشا » در مصر مىباشد پس آماده سفر بدانجا شدم و در قاهره با كمك انجمن دست نوشته‌هاى عربى كه زير مجموعه دانشگاه عربى است از آن عكس‌بردارى كردم . در پى بازگشت به بغداد پى بردم كه رونويس خوبى ديگر در كتابخانه « اوقاف » موصل است ، به آنجا نيز رفتم و با كمك رياست دانشگاه موصل از آن عكس گرفتم . در هنگامى كه كار را آغاز مىكردم ، از كتابخانه « مجمع العلمى العراقى » به رونويسى ديگر نيز دست يافته بودم كه نتيجه اين‌چنين شد چهار رونويسى كامل در برابرم قرار گرفت . ولى من از آغاز رونويس كتابخانه « تربيه الاسلاميه » را پايه‌ى كار خويش گذاشتم و به آن تكيه كردم و آن را به عنوان رونويس پايه و مادر ديگر رونويس‌ها ، شناختم ازاين‌رو نام آن را « اصل » گذاشتم . اين‌چنين به خداوند تكيه كردم و كارم را از روز نخست ماه رمضان مبارك 1401 ه ق يعنى حزيران 1981 م آغاز كردم . پس از كوشش‌هايى سخت كه در راه زنده كردن اين ميراث گرانبها كشيدم ، در آخر با سپاس خداوند توانستم كار را بگونه‌اى كه خودم از آن شاد باشم به پايان برسانم و اميدوارم آن بزرگان خردورز را نيز خشنود نمايد و آن در روز نخست ماه محرم 1406 ه ق برابر با أيلول 1985 م به پايان رسيد .